الملا فتح الله الكاشاني

48

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

در تحصيل معايش و ارزاق مثلا عبدى كه مجهز است در تجارت به جهت كسب ربح مولاست از آن و همچنين بندهء كه مامور است بحرفت بجهة انتفاع مولاست به اجرت او پس غلامى كه محتطب است يا مستقى با غير آن از اقسام حرف و صنايع بجهة تصرفست در اسباب معيشت و ابواب رزق فحينئذ غرض مالك جميع عباد در امر بعبادت آنست كه تا ايشان هيزم آورنده بوسيلهء آن در نشئه آخرت فايز شوند و از حضيض چاه شقاوت خلاص شده بذروهء جاه سعادت رسند نه آنكه تحصيل ارزاق خود نمايند و اطعام مالك چه او سبحانه غنى مطلق است و متفضل بر جميع بندگان و معطى ارزاق ايشان خواه بعبادت مشغول شوند يا نه و لهذا قال جل ذكره * ( ما أُرِيدُ مِنْهُمْ ) * نمىخواهم از آفريدگان * ( مِنْ رِزْقٍ ) * هيچ رزقى * ( وَما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ ) * و نمىخواهم كه طعام دهند مرا بلكه رزق و اطعام صفت منست و بس و بعضى گفته‌اند كه معنى آيه آنست كه نمىخواهم كه بندگان رازق نفوس خود باشند و مطعم احدى از خود و اسناد طعام بنفس خود به جهت آنست كه همهء خلايق عيال اويند سبحانه و هر كه اطعام عيال احدى كند در حكم آنست كه مطعم آن كس است پس بجهة تسجيل قول مذكور ميفرمايد كه * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى * ( هُوَ الرَّزَّاقُ ) * او است روزىدهندهء جميع خلايق نه غير او پس در اين باب محتاج معينى نباشد * ( ذُو الْقُوَّةِ ) * خداوند توانايى * ( الْمَتِينُ ) * استوار در توانايى خود يعنى قادريست كه بليغ الاقتدار و كامل القدرتست بر وجهى كه گرد ضعف و عجز بر گرد سرادقات او نگردد و در ترجمهء اسماى حسنى در معنى قوى و متين چنين آورده‌اند كه قدرت قاهره اش دليل قوت بالغه گشته و شدت قوتش حجة متانة قدرت شده نه در كار متانتش فتورى و نه در قوت روزى و بنده نوازيش قصورى جلت قدرته و عظمت قوته و چون كفار قريش با وجود اين دلايل ظاهره كه دالند بر قدرت باهرهء او سبحانه در عناد افزوده بوى نگرويدند از اينجهة تهديد و تخويف ايشان مىفرمايد بقوله * ( فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ) * پس بدرستى كه مر آنان راست كه ستم كردند بر خود بكفر يا بر رسول بتكذيب * ( ذَنُوباً ) * بهرهء از عذاب * ( مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ ) * مانند بهرهء ياران ايشان يعنى نظراى ايشان در كفر و عناد از امم مكذبه كه قوم نوح و عاد و ثمود و غير آن بودند و مراد آنست كه بايشان خواهد رسيد آنچه بامم سالفه رسيده از عقاب و عذاب و بدانكه ذنوب در اينمقام مستعار است براى نصيب و اصل استعمال آن در سقات آبست كه تقسيم آب مىنمايند و مىگويند كه و لهم ذنوب و لنا ذنوب و لكم ذنوب چه آن بمعنى دلو عظيم مملو است و قوله * ( فَلا يَسْتَعْجِلُونِ ) * جواب قول كفار مكه است كه مىگفتند مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ